ساختمان­ های موزه­ های سنتی امکانات محدودی را برای معرفی هنر معاصر در اختیار دارند، در نتیجه بررسی برای انواع جدیدی از معماری معاصر برای ایجاد جایگاهی برای هنر معاصر اهمیت زیادی پیدا می­ کند. در این ارتباط، باید معنای خود معماری نیز تعریف شود. معماری در خلق فضایی برای هنر معاصر در میان رشته­ های دیگر نقش مهمی ایفا می­ کند، و برای انجام این کار باید در جایگاهی میانی که قطعیت ندارد، ساکن شود.

هنر معاصر نیازمند نوعی فضای کاری است که اساساً با فضاهای موجود ناسازگار است، فضایی متفاوت، چند بُعدی، واقعی و در عین حال تخیلی. هنر تمامی امکانات ابعاد زمانی و مکانی را به خود اختصاص می دهد:  مفاهیمی همچون هم زمانی، تجزیه، هم کناری، افتراق، ناهمگنی، ناپیوستگی، باقی­ مانده، همانندسازی، اثر التقاطی، جانشینی، سردرگمی، مادیت­ زدایی فقط بعضی از مفاهیمی هستند که آن هم زمانی که کاری به­ عنوان هنر ارئه می­ شود، به­ کار گرفته می­ شوند، این کارهای هنری کدها را از تئاتر به رقص و نمایش تصویری به نمایش واقعی یا برعکس تبدیل می­ کنند. هنر گذرا، هنر ذهنی، هنر آشپزی، تاسیسات، اجراها، اتفاقات و   نقاشی­ های متحرک نمونه­ های کمی از این انواع هنر هستند.

معرفی فیلم ­های سینمایی، ویدئو و کامپیوتر به موزه رویدادهای زمان ـ فضای چندگانۀ یکپارچه­ ای را ایجاد می­ کند که در زمان­ه ای متفاوت به وقوع می­ پیوندد. ما در این­ جا از گرامر جدیدی صحبت می­ کنیم که انواع متفاوتی از منطق و حساسیت­ های هنری را نیاز دارد. منابع و دسته­ بندی­ های عادی مثل زمان و مکان عمیقاً دگرگون شده است. این عوامل به­ وسیلۀ شتاب زمان و هم زمانی اتفاقات پایدار شده­اند. هنر راهی برای ابراز احساسات بی­ثباتی شده است.

 موزه­ها درگیر این گونه حالت­ های جدید هنری شده­اند: این صحنه­ نگاری ­های خاص قادر به معرفی واقعیت­هایی که به صورت همزمان در زمان­ ها و فضاهای مجازی ایجاد می­ شوند و به شکل های هنری متفاوت در کنار هم قرار می­ گیرند. فضاهای بازی در فیلم و ویدئو بزرگ شده­ اند مانند حافظۀ کسانی که به صداها و موسیقی گوش می­ دهند.

بنابراین فضای نمایش هنر معاصر در تقاطع­ های زمانی ظاهر می­ شوند. ابعاد مکانی ـ زمانی مجازی توسط ویدئو، فیلم، رقص، موسیقی، صدا و نور در کار هنر تعدادی جهان کوچک ایجاد می­ کند، در نوعی شیزوفرنی مکانی ـ زمانی که این حس را به تماشاگر می­ دهد که برای یک لحظه از دست رفته است.

کارهای هنری معاصر فضاهای مورد نیاز خود را از کدهای تولید شده از تصاویر دیداری و شنیداری می­ سازند. به این دلیل همۀ انواع فضاهای متفاوت مانند کتابخانه­ ها نگارخانه ­ها، ایستگاه ­های قطار، رستوران­ ها، میدان­ ها، استخرها، برکه­ ها، پارک ­ها و دیگر فضاهای عمومی می­ توانند فضایی برای نمایش باشند.

 فضای جدید معماری، جایگاه میانی از فضای معماری، شهری و رسانۀ جمعی فراتر می­ رود. این فضای "دیگری" است، که ابعاد آن هنوز ناشناخته مانده­اند. این فضا دیگر فضایی پایدار، منحصر به فرد، سع بًعدی، ممتد، عینی و مکانی نیست. بلکه تبدیل به فضایی شده است که بیش از سه بُعد دارد، تعاملی، متعدد، ناهمگن، غیر ممتد و ذهنی است، این فضای معماری جدید برای هنر معاصر است.