علائم و مفاهیم تحلیل سایت

م 

مجاورت ها: منظور از این بخش مطالعه همسایگی های سایت می باشد. عموما این مرحله با مشاهده مستقیم و پیمایش زمین همراه می گردد. مواردی که در این بخش مورد بررسی قرار می گیرند شامل الگوها و بافت های معماری، نورپردازی معابر، شرایط و وضعیت ابنیه موجود و کاربری های مجاور زمین می باشند. به طور کلی هدف از انجام این بخش دستیابی به داده هایی در زمینه میزان و نحوه تأثیر ابنیه مجاور بر سایت و ساکنین منطقه است.

پتانسیل ها: اطلاعات این بخش شامل مطالعه بر روی ویژگی های خاص سایت همچون: عناصر حساس، صدا، رایحه های خوشایند و ناخوشایند،آلودگی صوتی و هوایی، دیدهای مطلوب و نامطلوب و ... می باشد که داده های این بخش نیز لزوما می بایست با پیمایش زمین و اطراف آن و با مصاحبه با اهالی منطقه جمع آوری گردد.
اقلیم: بررسی نکاتی همچون میزان بارندگی برف و باران، رطوبت و دمای محلی در زمان های مختلف ماهانه و سالانه، مسیر خورشید و زاویه عمودی آن در مواقع متعدد سال، بادهای مطلوب و نامطلوب در این دسته جای می گیرند.

امکان دارد که در یک سایت عناصر طبیعی و مصنوعی بسیاری وجود داشته باشند که باید در طراحی مورد توجه و بررسی قرار بگیرند . بعضی از این عناصر به صورت مستقیم و بعضی به صورت غیر مستقیم در طراحی پلان تاثیر می گذارند . مانند... نور ،باد ، دید و منظر ،آلودگی صوتی و...

در یک تحلیل سایت خوب باید تنها عناصر مصنوعی و طبیعی که در طراحی پلان موضوع مورد نظر تاثیر می گذارند ، تحلیل شوند و از شلوغ کردن سایت با دیاگرام های فرعی و زیادی پرهیز شود

تحلیل سایت توسط علائم متفاوتی قابل انجام است که میتوان این علائم را زبان مشترک بین معماران دانست. مهمتر از این علائم مشترک بینش و دانش معمار است که میتواند در به کار بردن این علائم درست عمل کرده ،ویژگی های سایت را معرفی کند.

 

ادامه نوشته

نقش موزه در شکل گیری فرهنگ جامعه


خلاصه مقاله

نقش حیاتی موزه ها در جوامع بشری نقشی بدیع، ماندگار و مروج ناب ترین پدیده های فرهنگی است. موزه ها از معدود مراکز حافظ یادگاران نسل گذشته و در حقیقت فرزندان هنر و تاریخ هستند. هر یک از این اشیا در عین بی زبانی به هزار زبان سخن می گویند زیرا اسناد معتبری از هنر، فرهنگ و تاریخ را ارایه می دهند. امروزه موزه‌ها به عنوان مؤسساتی در جوامع نوین وظیفه دارند اشیائی را که به لحاظ ارزش فرهنگی‌شان گرامی داشته می‌شوند را نگهداری نموده و تا سر حد امکان از ویرانی و زوال مصون بدارند و در قبال این‌گونه اشیاء همان نقشی را بر عهده دارند که کتابخانه‌ها در برابر کتب و بایگانی‌ها در قبال اسناد رسمی ایفا می‌کنند.موزه های کنونی وضعیت اسفناکی دارند وزندان اشیاء عتیقه اند. یک بازدیدکننده پیام های اشیاء و آثار تاریخی را که آیینه تمام نمای هویت و فرهنگ وتمدن یک ملت هستند اطلاع چندانی ندارد پس اولین کار ما این است که زبان آثار باستانی را باز کنیم و آنها را گویا کنیم و بعد به فکر توسعه موزه باشیم و بگوییم چه نقشی در توسعه فرهنگی دارد .

اشیائی که در موزه ها  نگهداری می‌شوند، هرکدام به نحوی دارای پشتوانه فرهنگی هستند و به عنوان میراث فرهنگی، گوشه هایی از تاریخ تمدّن و اندیشه بشری را مجسّم می‌کنند.هر شیئ به خودی خود از ارزشی ویژه برخوردار است، و هر بیننده با توجه به آگاهی و تخصّصی که دارد از زاویه‌ای خاص به آن می‌نگرد، و به گونه‌ای شئ موردنظر را بررسی می‌کند، و آگاهی های تازه به دست می‌آورد.


ادامه نوشته

تغییر زمان کلاس

دانشجویان کوشای طرح سه، سلام

کلاس طرح دوشنبه این هفته، یعنی 26 فروردین ماه، ساعت ده صبح آغاز می شود.

شاد باشید.

نور در موزه


نور در موزه
نور به دو صورت طبیعی و مصنوعی موجود است . در این میان نباید اثر فرسایش نور را بر روی اشیاء هنری از نظر دور داشت . اغلب اثر نور را به صورت پریدگی پرده های رنگی که در کنار پنجره اتاق قرار دارند ، را دیده ایم . ما اغلب مشاهده می کنیم رنگ هایی که مدتی طولانی در معرض نور واقع می شوند ، زایل می شوند میتوان این تاثیر را با مقایسه قسمت هایی که در زیر قاب پنهان مانده اند مشاهده کرد ، اشیاء سنگ ، فلزی ، سرامیک معمولاً نسبت به نور حساس نیستند ، اما مواد آلی مثل پارچه ، کاغذهای دستنویس و مشابهات آنها بیشتر دچار آسیب می شوند .

ادامه نوشته

به افتخار هرچی معماااااااااااااااره



http://hosseinrashidi.blogfa.com/

اقلیم شهرستان میبد

 

جغرافياي شهر

ميبد در ميان حوزه ممتد و بسته اي كه از كاشان تا كرمان در امتداد جهت شمال غربي- جنوب شرقي كشيده شده قرار گرفته است. شهرستان ميبد با وسعتي در حدود 1271 كيلومتر مربع و جمعيت 73868 نفردر استان يزد و در دشت يزد- اردكان واقع است. مساحت شهر ميبد 3181 هكتار و جمعيت آن 58118 نفر است.

..........................
ادامه نوشته

تاریخچه موزه ملی ایران

تاریخچه موزه ملی ایران

طبق اسناد تاریخی، پیشنهاد ایجاد مکانی به نام موزه، برای نخستین بار در ایران از سوی مرحوم مرتضی قلی هدایت ملقب به صنیع الدوله مطرح شد که هرگز نتوانست به آرزویش جامه عمل بپوشاند؛ پس از آن، در سال 1295 هجری شمسی همزمان با تأسیس وزارت معارف و صنایع مستظرفه در ایران، اولین موزه به معنای اعم آن (قدیمی¬ترین موزه ایران به معنای اخص، موزه همایونی است که به دستور ناصرالدین قاجار در ضلع شمال کاخ گلستان در سال 1294 هجری قمری برپا گردید و متشکل از هدایای خارجی شاهان قاجار و جواهرات سلطنتی بود.) به نام "موزه ملی" به همت مرتضی قلیخان ممتازالملک با دارابودن بیش از 270 قلم شیء در یکی از اتاقهای مدرسه دارالفنون برپا گردید که پس از مدتی آثار تاریخی این مجموعه نیز از مدرسه درالفنون به تالار آئینه واقع در ساختمان مسعودیه منتقل شد.

ادامه نوشته


دانشجویان خوش سلیقه و کوشای طرح سه سلام!

با عرض تبریک سال نو و امید اینکه سالی سرشار از موفقیت و برکت در انتظارتون باشه.

از زحمتی که برای این وبلاگ کشیدین و مطالب خوبی که گذاشتین ممنون.

لطف کنین از موزه هایی که اعلام کردین جزء بهترین موزه های جهان هستند هم عکس، نقشه و معرفی مختصری بزارین.

یکم بیشتر از میبد و خصوصیات فرهنگی - ارزشیِ جامعه اکنون و گذشته اش مطلب بزارین.

و اگر تو سرچ هایی که می کنین به سایت های مفیدی میرسین که مطالب زیادی دارن که همشو نمیشه گذاشت و یا احتیاج به ترجمه داره ، فقط لینک سایت رو داخل وبلاگ بزارین.

ممنون و موفق باشید.

پربازدیدکننده ترین موزه های جهان


رتبه موزه شهر کشور تعداد بازدیدکننده
۱
موزه لوور پاریس Flag of France.svg فرانسه ۸٬۵۰۰٬۰۰۰
۲
موزه بریتانیا لندن Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا ۵٬۸۴۲٬۱۳۸
۳
موزه متروپولیتن نیویورک نیویورک Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا ۵٬۲۱۶٬۹۸۸
۴
تیت مدرن لندن Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا ۵٬۰۶۱٬۱۷۲
۵
نگارخانه ملی لندن لندن Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا ۴٬۹۵۴٬۹۱۴
۶
نگارخانه ملی هنر آمریکا واشینگتن دی. سی. Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا ۴٬۷۷۵٬۱۱۴
۷
موزه هنر مدرن نیویورک Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا ۳٬۱۳۱٬۲۳۸
۸
مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو پاریس Flag of France.svg فرانسه ۳٬۱۳۰٬۰۰۰
۹
موزه ملی کره سئول Flag of South Korea.svg کره جنوبی ۳٬۰۶۷٬۹۰۹
۱۰
موزه اورسی پاریس Flag of France.svg فرانسه ۲٬۹۸۵٬۵۱۰

ادامه نوشته

استانداردهای موزه قسمت دو

استانداردهای موزه

استانداردهای موزه

-واحد مالی و اداری                                            

-واحد خدماتی و پشتیبانی

-واحد معرفی و آموزشی

-واحد موزه داری

ادامه نوشته

استانداردهای  موزه

 

ضوابط و استاندارهای موزه

گالری ها

گالری ها که برای نمایش آثار هنری و اشیاء فرهنگی و علمی مورد استفاده قرار می گیرند باید دارای شرایط زیر باشند:

- از نظر حفاظت در مقابل خرابی، دزدی، آتش سوزی، رطوبت، خشکی بیش از حد، نور شدید آفتاب و گرد و غبار مطمئن باشند.

- در شرایط عادی، زاویه ی دید انسان (54 یا 24 درجه به بالای سطح تراز چشم) در مورد تصویری که در فاصله ی 10 متری قرار داشته و سطح آن کاملا روشن است موقعی حاصل می شود که ارتفاع تصویر آویخته شده 4900 میلیمتر در بالای سطح دید و 700 میلیمتر به پایین سطح ادامه داشته باشد. تنها در مورد تصاویر بزرگ چشم انسان مجبور است از پایین تصویر تا به بالای زاویه ی دید حرکت کند. بهترین موقعیت برای نصب تصاویر کوچک (نقطه تاکید: سطح افق در تصویر) عبارت از محلی هم تراز با دید تماشاگر است. ........

ادامه نوشته

معيارها و استانداردهای مخازن موزه­ای

با توجه به ­شرايط موجود در جوامع امروزی از ديدگاه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی که بر مخازن موزه­ای حاکم است، مخازن موزه­ای بايد دارای معيارها و استانداردهای تعريف و تجربه شده­ای باشند که البته رسيدن به اين ايده­آل­ها بستر و زمينة مناسبی را طلب می­کند. در هر صورت کسانی که دغدغه­های فرهنگی دارند تلاش می­کنند تا مخازن مطلوبی را ايجاد نمايند تا شايستگی نگه­داری و حفاظت از اشياء و آثار فرهنگی را داشته باشند.

با توجه به مطالب فوق به اجمال مواردی که يک مخزن را به ايده­آل­ها نزديک­تر می­کند می­پردازيم .

۱- کنترل عوامل محيطی؛ محيط مخزن با توجه به حساسيت اشياء به عوامل محيطی، طراحی و ايجاد می­شود. اين عوامل مواردی چون رطوبت نسبی، دمای محيط، نور، آلودگي­های زيست محيطی، ارتعاش و لرزش، موجودات ميکروسکوپی، جانوران موذی و غيره را شامل می­شود. در مورد هر کدام از اين عوامل راه حل­های پيشگيری و کنترلی وجود دارد که با تدبير موزه­داران حفاظت­گر و استفاده از وسايل و تجهيزات مناسب امکان پذير می­باشد .

۲-  امنيت فيزيکی؛ از خطرات عمده ای که مخازن موزه­ای را تهديد می­کند، سرقت و خراب­کاری است،که ممکن است توسط افراد غير مسئول و با انديشه­های غير فرهنگی انجام می­گيرد. با حذف عوامل نفوذ و وسوسه­انگيز و هم­چنين به­کارگيری سيستم­های امنيتی و نگهبانی می­توان از اين خطرات پيشگيری کرد.

۳-  امکانات پيشگيری از حوادث غير مترقبه؛ حوادثی که می­توانند به مخزن و اشياء موجود در آن آسيب برسانند عبارتند از: سيل، زلزله، آتش سوزی، حملات نظامی و نظاير آن که برای جلوگيری از هر يک روش­ها و شرايطی لازم است که رسيدن به آنها مخزن را مطلوب می­کند و اشياء را از گزند اين حوادث در امان می­دارد .

۴- دسترسی به شيء؛ امکان دسترسی سريع و آسان به اشياء برای موزه­دار حفاظت­گر که مسئوليت مستقيم اشياء بر عهدة اوست از نقاط قوت يک مخزن استاندارد محسوب می­شود. نزديک شدن به اين مسئله در سياست­های کلی يک موزه و ارائة خدمات به مخاطبين و نيز استفادة بهينه از مخزن موزه موثر است.

۵-  معماری مخزن؛ يی که برای مخزن در نظر گرفته می­شود، الگوی خاصی برای خود می­طلبد. ی مخزن بايد در زيرزمين ساختمان ايجاد شود، زيرا که مزيت آن در مقايسه با ساير های موزه بيشتر است. ارتباط فيزيکی مخزن با ساير قسمت­های موزه بايد در طراحی و اجرای آن اعمال شود خصوصاً ارتباط با بخش مرمت موزه، تالارهای اصلی و بخش موزه­داری که اين امر در حمل و ­نقل اشياء و دسترسی به آن­ها و هم­چنين مرمت و پژوهش روی اشياء به آسانی و با کم­ترين آسيب همراه خواهد بود.

ي مخزن بايستي امکان گردش هواي کافي جهت برقراري دما، رطوبت نسبي يکنواخت و مسدود کردن نفوذ گازهاي خورنده همانند بخارهاي اسيدي و قليايي را دارا باشد. حذف کامل ذرات معلق در مجموعه­هاي موزه­هاي غير ممکن است. به­هرحال غلظت بالاي آن­ها در يک محدوه مشخص مي­تواند موجب تخريب فلز شود. در صورتي که هواي اتاق به اندازه کافي تهويه شود مي­توان از اين روند ممانعت به­عمل آورد. نصب هواکش در ي مخازن مي­تواند به برقراري جريان هوا کمک نمايد.(مرمت، شماره6، ص3)

 ۶- موزه­دار حفاظت­گر؛ در مخزن افرادی به فعاليت مشغول هستند که از آن­جمله می­توان به موزه­دار حفاظت­گر اشاره کرد. اين شخص در زمينة موزه­داری دارای مطالعات و تجاربی می­باشد و نسبت به اشياء و شرايط مطلوب نگه­داری آنها مطالعه و شناخت کافی دارد. استفاده از اين نيروهای متخصص در مخزن موزه، از معيارهای مخازن موزه­ای می­باشد.

۷- بازرسی­ها؛ بازديد مدام از مخزن وکنترل شرايط محيطی داخلي مخزن موزه، ثبت گزارشات و مشاهدات و هم­چنين استفاده از ابزارهاي سنجش ودستگاه­های کنترل کننده از استانداردهای عمدة يک مخزن به­شمار مي­آيند.

۷-۱- بازديدهای روزانه

از جمله کارهای روزانه در مخزن اندازه­گيری و ثبت رطوبت­نسبي و دمای محيط است، تا برای اقدامات آتي مورد استفاده قرار گيرند. در زمان بروز نوسانات شديد محيطي، بايد اشياء حساس را به محل­های  امنت­تر با شرايط محيطي پايدارتر منتقل کرد.

۷-۲- ـ بازديدهای هفتگي

اين بازديدها در هر هفته و به­طور منظم انجام مي­گيرد. تا اشياء، واحدهای مختلف نگه­داري آثار و شرايط محيطي مخزن از جهت علائم هجوم حشرات، يا تغييرات ديگر در محيط و يا بر روی اشياء مورد ارزيابي قرار گيرد. هم­چنين محيط مخزن را به­منظور جلوگيری از انباشت غبار و آشغال بازرسي نمود. در صورت نياز قفسه­ها را با استفاده از جارو برقي خاک روبي کرد. وسائل و تجهيزات کنترل و بازرسي محيط را به­دقت بررسی کرد و نيز وضعيت اشياء را از اين لحاظ که به  پوشش و محافظ و يا تغيير و جابجايي نياز داشته باشند، مد نظر داشت.

۷-۳- بازديد­های سه ماهه و يا شش ماهه

در پايان هر فصل و قبل از شروع تغييرات جوی بايد از تاسيسات مناسب و خاص آن فصل بازديد نمود و از صحت آن­ها اطمينان حاصل کرد. اين امر موجب پيشگيری از برخی عوامل آسيب­رسان طبيعی به اشياء موجود در مخزن منجر خواهد شد. در غير اين صورت فوراٌ واحد­های تاسيسات، تعميرات و نگهداری را آگاه کرد، تا نسبت به راه اندازی آن­ها اقدام کنند.

اشياء را به جهت مشاهده علائم آسيب و تغييرات قابل ملاحظه مورد بازرسی قرار داد و اقدامات پيشگيرانه از بروز آسيب­های احتمالي اقداماتي به عمل آورد.

اشيايی را که بر اثر رطوبت در معرض حمله قارچ ها و ديگر ميکرو ارگانيسم­ها قرار مي­گيرند، مانند آثار چوبي، چرمی، منسوجات و نظاير آن را بايد به دقت کنترل و بازرسی کرد. علائم خوردگی فعال در اشياء فلزي را بايد جدي گرفت و راه­هاي مقابله با آن را مد نظر قرار دارد.

قبل از اين اشاره شد،که هر يک از گروه­های اشياء موزه­ای، نياز به روش­های نگه­داری خاص به خود دارند. و به­ اين منظور آنها را در واحدهای کوچک­تر مخزن که شرايط مهيا باشد، نگه­داری مي­کنند. واحدهای مخزن شامل ديوارها، طاقچه­ها، قفسه­های چوبی و يا فلزی، کابينت­های کشودار، سکوها يا محفظه­های لوله­ای برای بافته­های بزرگ­تر(قالي، قاليچه و گليم)و... باشد. انتخاب روش و مواد بستگی دارد، به منابع موجود در موزه و نوع اشيايی که بايد نگه­داری شوند .

۸- مخازن قابل مشاهده؛ امکان بازديد از مجموعة مخزن براي ساير افراد و ايجاد چنين امکاني به وسيله موزه يک ايده­آل است که با مشکلاتي همراه مي­باشد، با برطرف کردن آن­ها مخزن موزه به شرايط مطلوب نزديک می­شود .

۹- ظرفيت مخزن­؛ استفاده از همة ظرفيت مکاني مخزن و انعطاف پذير بودن و امکان تغييرات فضایی با استفاده از  تجهيزات به­کار  رفته در مخزن، مخزن را با معيارهای علمي سازگار مي­سازد.

۱۰- اطلاعات و شناسنامه اشياء؛ اطلاعات اشياء موزه­اي معمولا به سه صورت شفاهی، نوشتاری و

ديجيتالی مي­باشند که بهترين حالت ارائه اطلاعات به پژوهشگران و بازديدکنندگان به­صورت ديجيتالی و کامپيوتری است. با نمايش عکس، فيلم و متن از اشياء موجود در مخزن، امکان بهره برداری از آن­ها به­وسيلة مخاطب، بيشترين بازدهی را خواهد داشت.

چالش­هایی برای بناهاي تبديل شده به موزه

 بیشتر موزه­هايي که در دنیا می­شناسیم و از تبدیل بناهای کهن به موزه تغییر کاربری داده شده­اند. كه در فاصله سال­هاي 1800 تا 1950 به­­وجود آمدند، درون بناهاي موجود تاريخي جا داده شدند  از جمله لوور در پاريس، آرميتاژ در لنينگراد، اوفيتزي در فلورانس، پرادو در مادريد.

در تبديل اين بناها به موزه، گاه مسائلي مطرح مي شوند كه تبديل آن ها را با مشكل مواجه مي­سازد، همچنين محدوديت هايي را به ملاحظه ویژگی­های زيبايي شناختي و تاريخي خود باعث مي شود.

 اين گونه موزه­ها  با چالش­هایی روبرو هستند که همه در حل آن­ها به ندرت  موفق هستند، با بررسی اجمالی این چالش­ها رادر گروه­های زیر قابل جستجو هستند.

1-  مشکلات دسترسی: این گونه موزه ها  در مركز تاريخي شهرها واقع شده اند و در نتيجه مشكلاتي از نظر رفت و آمد و نيز امكان دسترسي به همراه مي آورند.

2-  آسیب­ها: رطوبت ديوارها و جو دروني بنا غالباً به مجموعه ها آسيب مي رسانند.

3-  منابع روشنایی: در این موزه­ها از نور طبیعی برای روشنایی استفاده می­شود، که گاه ناكافي است و گاه خيره كنند،ه به­طوري كه در برخی مواقع کارشناسان موزه  بر تعداد پنجره ها افزوه د يا از آن­ها می­کاهند.

4-   انعطاف ناپذیری فضاها: فضا به قدر كافي انعطاف پذير نيست، تجهيزات موزه نگاري براي كار در جاهای نامناسب تطبيق داده می­شود.

5-  محدودیت موضوع­ها: از نظر روان شناختي، ذهن علاقه دارد ساختاري اين بناها آن­ها را برای موزه هاي نقاشي، موزه هاي يادبودي، موزه هاي تخصصي تاريخي، و حتي نمايش مجموعه هاي خصوصي به تصویر بکشد.

6-    اجرای برنامه­های آموزشی: برنامه­های آموزشي موزه ه­هاي معاصر، در اين­گونه موزها به آساني قابل اجرا نیستند و به جزء چند بناي وسيع  و موفق مانند لوور و ورساي، اين موزه ها نمي توانند در آن واحد پذيراي عده زيادي از مراجعان باشند.

7-    حفاظا فیزیکی: مسأله ديگري كه بايد به آن توجه نمود، ايمني مجموعه­هاست.به­ویژه آن­که كه بناهاي تاريخي عموماً بيش از دیگر موزه­ها در معرض خطر حريق يا سرقت هستند.

نتیجه: با وجود تمامي اين مشكلات، تمايل به استفاده از اين گونه بناها در سرزمين هايي كه از اين لحاظ غني هستند، همچنان وجود دارد. دلایل زیادی برای آن است که قابل دفاع هستند از جمله این­که فرهنگی­ترین کاربری برای بناهای تاریخی موزه است و نیز این­که نزدیک­ترین تناسخ و تناسب با موزه و موضوع انتخابی دارد و در پایان خود بنا نیز موزه­ای است با تزینات و معماری خاص خود.

 اما نكته که باید به آن توجه داشت اين است که بناهایی انتخاب شوند که متناسب مجموعه­هايي كه در آن­ها گردآوري و به معرض نمايش گذارده باشند.

معماری موزه به­ وسیلۀ هنر

ساختمان­ های موزه­ های سنتی امکانات محدودی را برای معرفی هنر معاصر در اختیار دارند، در نتیجه بررسی برای انواع جدیدی از معماری معاصر برای ایجاد جایگاهی برای هنر معاصر اهمیت زیادی پیدا می­ کند. در این ارتباط، باید معنای خود معماری نیز تعریف شود. معماری در خلق فضایی برای هنر معاصر در میان رشته­ های دیگر نقش مهمی ایفا می­ کند، و برای انجام این کار باید در جایگاهی میانی که قطعیت ندارد، ساکن شود.

هنر معاصر نیازمند نوعی فضای کاری است که اساساً با فضاهای موجود ناسازگار است، فضایی متفاوت، چند بُعدی، واقعی و در عین حال تخیلی. هنر تمامی امکانات ابعاد زمانی و مکانی را به خود اختصاص می دهد:  مفاهیمی همچون هم زمانی، تجزیه، هم کناری، افتراق، ناهمگنی، ناپیوستگی، باقی­ مانده، همانندسازی، اثر التقاطی، جانشینی، سردرگمی، مادیت­ زدایی فقط بعضی از مفاهیمی هستند که آن هم زمانی که کاری به­ عنوان هنر ارئه می­ شود، به­ کار گرفته می­ شوند، این کارهای هنری کدها را از تئاتر به رقص و نمایش تصویری به نمایش واقعی یا برعکس تبدیل می­ کنند. هنر گذرا، هنر ذهنی، هنر آشپزی، تاسیسات، اجراها، اتفاقات و   نقاشی­ های متحرک نمونه­ های کمی از این انواع هنر هستند.

معرفی فیلم ­های سینمایی، ویدئو و کامپیوتر به موزه رویدادهای زمان ـ فضای چندگانۀ یکپارچه­ ای را ایجاد می­ کند که در زمان­ه ای متفاوت به وقوع می­ پیوندد. ما در این­ جا از گرامر جدیدی صحبت می­ کنیم که انواع متفاوتی از منطق و حساسیت­ های هنری را نیاز دارد. منابع و دسته­ بندی­ های عادی مثل زمان و مکان عمیقاً دگرگون شده است. این عوامل به­ وسیلۀ شتاب زمان و هم زمانی اتفاقات پایدار شده­اند. هنر راهی برای ابراز احساسات بی­ثباتی شده است.

 موزه­ها درگیر این گونه حالت­ های جدید هنری شده­اند: این صحنه­ نگاری ­های خاص قادر به معرفی واقعیت­هایی که به صورت همزمان در زمان­ ها و فضاهای مجازی ایجاد می­ شوند و به شکل های هنری متفاوت در کنار هم قرار می­ گیرند. فضاهای بازی در فیلم و ویدئو بزرگ شده­ اند مانند حافظۀ کسانی که به صداها و موسیقی گوش می­ دهند.

بنابراین فضای نمایش هنر معاصر در تقاطع­ های زمانی ظاهر می­ شوند. ابعاد مکانی ـ زمانی مجازی توسط ویدئو، فیلم، رقص، موسیقی، صدا و نور در کار هنر تعدادی جهان کوچک ایجاد می­ کند، در نوعی شیزوفرنی مکانی ـ زمانی که این حس را به تماشاگر می­ دهد که برای یک لحظه از دست رفته است.

کارهای هنری معاصر فضاهای مورد نیاز خود را از کدهای تولید شده از تصاویر دیداری و شنیداری می­ سازند. به این دلیل همۀ انواع فضاهای متفاوت مانند کتابخانه­ ها نگارخانه ­ها، ایستگاه ­های قطار، رستوران­ ها، میدان­ ها، استخرها، برکه­ ها، پارک ­ها و دیگر فضاهای عمومی می­ توانند فضایی برای نمایش باشند.

 فضای جدید معماری، جایگاه میانی از فضای معماری، شهری و رسانۀ جمعی فراتر می­ رود. این فضای "دیگری" است، که ابعاد آن هنوز ناشناخته مانده­اند. این فضا دیگر فضایی پایدار، منحصر به فرد، سع بًعدی، ممتد، عینی و مکانی نیست. بلکه تبدیل به فضایی شده است که بیش از سه بُعد دارد، تعاملی، متعدد، ناهمگن، غیر ممتد و ذهنی است، این فضای معماری جدید برای هنر معاصر است.

هدف موزه ها

اهداف موزه ها به طور طبيعي برگرفته از ساختار و موضوعيت موزه ها است درایم مورد ایکوم اهداف  معنوي موزه ها را در دستور کار خود قرار می دهد.

در مجموع اهداف كلان بركار موزه ها به شرح زیر است.

1-   پژوهش در آثار و شواهد برجاي مانده از گذشته انسان و محيط زيست او

2-  گردآوري و نگه­داری آثار

3-    بهره برداري معنوي از آثار

4-   ايجاد ارتباط بين آثار

5-    به نمايش گذاردن آثار به منظور بررسي و بهره وري

در راستای دستیابی به این اهداف علاوه بر موزه ها نهادهای علمی، فرهنگی و اجتماعی دیگر نیز  همپای موزه ها عمل می­کنند.

1-  نهادهایی که حفظ، نگهداري و  نمایش آثار را در تالارهاي نمايشایجاد می کنند. آثاری كه پيوسته به وسيله كتابخانه ها و مراكز بايگاني، نگهداري و تأمين مي شوند.

2-  اماكن و آثار باستاني تاريخي ، طبيعي و مردم شناسي كه به علت فعاليت در زمينه هاي گردآوري، حفظ، نگهداري و نمايش آثار باستاني داراي اهميت هستند.

3-   مؤسساتي از قبيل باغ هاي حيوان شناسي، گياه شناسي، نمايشگاه جانوران خشكي و موجودات آبزي و ... كه نمايشگر تاريخ موجودات زنده هستند.

درباره موزه مردم شناسی

مقدمه:

 

علم مردم شناسي بر پايه مطالعاتي استوار است كه در درون گروه يا جامعه معين دربارة مسائل و روابط اجتماعي و نهادهاي سنتي انجام مي گيرد، يك مردم شناس با اقامت طولاني و مستمر در بين گروه يا جامعه مورد مطالعه و با استفاده از روش هاي مطالعه مستقيم كه مشاهده و مصاحبه و غيره است، نخست به ثبت و ضبط ديده ها و شنيده هاي خود مي­پردازد كه به اين عمل مردم نگاري گويند. سپس به تجزيه و تحليل مي نشيند تا به كشف روابط دروني و جريان كاربردي هريك از آنها برسد.

 

موضوع علم مردم شناسي فرهنگ است. فرهنگ يعني همة آثار انساني و به عبارتي هر آنچه توسط انسان ساخته مي شوند و به وجود مي آيد. فرهنگ سه جزء اصلي دارد كه شامل عنصر فرهنگي، تركيب فرهنگي و حوزة فرهنگي مي شود. عنصر فرهنگي كه كوچكترين جزء قابل تعريف فرهنگي است، تركيب فرهنگي هم از مجموعة عناصر فرهنگي كه داراي كاركردهاي همسو باشند تشكيل مي شود و حوزة فرهنگي از عناصر و تركيب فرهنگي به وجود مي­آيد كه داراي بُعد جغرافيايي و مكاني است. اين سه جزء فرهنگ هر كدام مي تواند موضوعي مفيد براي طرح و ارائه در موزة مردم شناسي باشند.

 

از موضوعات مهم در آماده و ارائه يك موزة مردم شناسي مي توان نام برد. معتقدات، آداب و رسوم، زبان معيشت، مسكن، فنون، هنرها، خوراك، پوشاك و ساير جنبه هاي زندگي در جوامع مختلف خصوصاً ايران هستند.

 

مناطق و حوزه هاي جغرافيايي متعدد و متنوع كه در سرتاسر كشورمان پراكنده است مي­تواند موضوعات را بيشتر و گسترده­تر كند، حوزه­هايي چون كوهستاني (زاگرس و البرز)، كويري، مناطق جنگلي، سواحل شمالي و جنوبي و مردم مناطق دشتهاي سرسبز همه از جمله موضوعاتي هستند براي تحقيق و ارائه در موزة مردم شناسي.

 

موزه هاي مردم شناسي را مي توان به طور كلي دو دسته به حساب آورد.

 

1- موزه هاي مردم شناسي ملّي كه اشياء از اقسانقاط كشور جمع­آوري شده و به صورت موضوعي كنار هم چيده و جمع شده اند، اشياء بر مبناي بار فرهنگي مشتركي كه دارند و در مجموعه هاي متعلق به مناطق فرهنگي مختلف صورت مي­گيرند، ارائه مي شوند. علاوه بر ارائه و معرفي مستقل هر شيئي، در مجموع يك كار مقايسه اي به عمل مي­آيد.

 

2- موزه هاي بومي، اين موزه ها داراي حوزه و بعد مكاني خاص و تعريف شده اي هستند و اشياء آن بيانگر جنبه هاي مختلف زندگي در يك جا هستند و متعلق به گروه انساني خاصي هستند.

 

با توجه به اينك انسان محور اصلي موضوعات موزه هاي مردم شناسي است به نظر مي رسد كه مراحل مختلف زندگي يك انسان و اشياء و ابزار مورد استفاده او و همچنين مراسمات و آداب و سنن كه يك انسان در زمان خاصي انجام مي دهد نيز مي تواند موضوعي مناسب براي چيدن و ارائه در يك موزة مردم شناسي باشد.

اشياء موزة مردم شناسي

 

اشياء و صحنه سازي براي اشياء بايد مربوط به زمان پيش از صنعتي شدن انسان باشد و از نظر تاريخي هم عصر نباشد تا بتوان به عنوان سندي محكم از آن براي مطالعات و پژوهشي استفاده كرد. براي ارائه يك شئي در موزة مردم شناسي بايد كاربرد و مكان استفاده آن را شناخت و بررسي كرد.

 

نحوة ارائه اشياء در موزة مردم شناسي

 

با توجه به موضوعات فراوان در اين رابطه مي توان به طور مثال طريق معيشت را موضوع براي معرفي اشياء در موزة مردم شناسي در نظر گرفت و طريقه ارائه اشياء را نشان داد.

 

در كشور ما، شغلهايي مانند كشاورزي، دامداري، صيادي و تجارت بيتر ديده مي شده و ملموس تر بوده است در كشاورزي سه مرحله كاشت، داشت و برداشت براي هر نوع كشتي و در هر منطقه­اي وجود دارد لذا تقسيم بندي ابزاري و مراسمات مربوط به آن مي تواند هم در موزه هاي ملي و هم در موزه هاي منطقه­اي ارائه و به نمايش گذاشته شود.

 

مكان براي موزة مردم شناسي

 

استفاده از بناهاي تاريخي براي اهداف گوناگون در كشور ما وجود دارد كه بهترين و مناسبترين كاربري آن موزة مردم شناسي است. بناهايي كه خود جزيي از اشياء مردم است بهتر مي تواند ارتباط برقرار كند با اشياء مردم، از جمله بناهاي مناسب براي موزة مردم­شناسي، حمامها، كاروانسراها، بازارها، خانه­ها، كاخها و ساير مكانها هستند، از مساجد و ساير بناهاي مذهبي نيز مي توان موضوعات و اشياء مذهبي را به نمايش گذاشت.

 

هر فضاي معماري كه بوجود آمده نمايانگر نيازي و برآوردن احتياجي از انسان بوده كه ما مي توانيم با استفاده از آن فضا و اشياء موجود در آن واقعيتهايي از انسانهاي گذشته بدست آوريم و به نمايش بگذاريم.

 

اهداف موزة مردم شناسي

 

جامعه شناسي به لايه هاي روي و ظاهري جامعه مي­نگرد و ابعاد گوناگون زندگي ظاهري انسان را در نظر دارد. ولي مردم شناسي به لايه هاي زيرين جامعه مي نگرد.

 

موزة مردم شناسي مي تواند پايگاه محكمي براي تحقيقات مردم شناسان، جامعه شناسان و ساير انديشمندان باشد، خصوصاً موزة هاي محلي و منطقه­اي در كشف رازهاي نهفته مناطق مختلف كمك حال انديشمندان خواهند بود. با مطالعه دقيق در احوال اين موزه ها مي توانند در حل مشكلات اقتصادي، سياسي و اجتماعي هر منطقه اي گام برداشت.

 

برقراري ارتباط بين فرهنگ هاي مختلف و يا به عبارت ساده تر ارتباط بين مردم، وظيفه موزه هاي مردم شناسي است كه با توجه به فشارهاي مختلفي كه از هر سو به مردم وارد مي شود و آنها را از گذشته و زندگي آرام گذشته خود دور مي سازد با ديدن اين اشياء و ياد خاطرات خوش آن مي تواند تسكيني بر دردهاي انسان باشد و براي رسيدن به دنيايي آرام و عاري از هرگونه كينه و نفاق كوششي كند و رفاه و آسايش را براي همه بخواهد و حق همه بداند.

 

برنامه عملکردی موزه

عرصه بندی کل مجموعه

برای عرصه بندی موزه و تقسیم بندی عناصر نمایش باید بین مجموعه اشیاء به نمایش درآمده، مدار بازدید یا محورهای هدایت و بخش های اطلاع رسانی هماهنگی به وجود آورد. در هر موزه ای به اعتبار و ارتباط با بازدیدکننده، سه عرصه ی مختلف وجود دارد:

عرصه عمومی: با دسترسی بی واسطه ی عموم مردم. شامل گالری ها، کتابخانه، آمفی تأتر و ...

عرصه خصوصی: که میزان فضای ناچیزی نیاز دارد و شامل فضاهای اداری، انبارها، خدمات داخلی بنا و ... می باشد.

عرصه عمومی- خصوصی: شامل فضاهای تحقیقاتی، آموزشی، رستوران ها، سرویس های بهداشتی و دیگر خدمات رفاهی می باشد.

می توان به اعتبار عملکرد نیز به عرصه بندی موزه پرداخت یعنی عملکردهای همسو و تقریبا مشابه را در عرصه ای واحد قرار داد. در این صورت موزه با عرصه های زیر تعریف خواهد شد:

معرفی

 اداری

پژوهشی

آموزشی

خدمات رفاهی و عمومی

خدمات پشتیبانی

 

در ذیل هر یک از عرصه های بالا به طور اجمال معرفی و مطالعات مربوط به آن ارائه می گردد.

عرصه معرفی

این عرصه شامل قسمت هایی از موزه می شود که به معرفی و نمایش آثار اختصاص دارد. در واقع مهمترین و اساسی ترین عرصه است که نقش آن مستقیما با استفاده کنندگان و بازدیدکنندگان از موزه می باشد. گالری ها، آمفی تأتر و کتابخانه از فضاهایی می باشند که این عرصه را تشکیل می دهند.

1-گالری ها :گالری ها قسمت مهم و نمایان عرصه معرفی می باشند. از آنجا که آثار به نمایش گذاشته شده شامل آثار دائمی و موقت می باشند، گالری ها نیز دو قسمند: گالری های دائمی؛ که در آن آثار دائمی (که عموماً تغییر نمی کنند) به نمایش گذاشته می شوند، گالری های موقت که به طبع در آن آثار به صورت موقت و در زمان برپایی نمایشگاه موقت و موسمی به نمایش گذاشته می شوند. در موزه فرش نیز گالری های دائمی محلی برای نمایش حدود 200 تخته فرش هنری- قدیمی- موزه ای و نقوش فرش و حتی ابزار بافت و نگهداری فرش در نظر گرفته شده و گالری های موقت برای برگزاری نمایشگاه های فصلی و موضوعی که در مناسبت های گوناگون و با موضوعات مختلفی برای نمایش آثار و بالخصوص نمایش فرش های هنری شخصی در نظر گرفته شده است که حتی ممکن است آثار گالری های موقت برای فروش نیز عرضه شوند. لازم به ذکر است که فرشهای به نمایش گذاشته شده دارای ابعاد مختلف و اندازه های گوناگون از تابلو فرش گرفته تا فرش هایی با ابعاد و مساحت بزرگ می باشند، که این مسئله باید در طراحی لحاظ شود.

همچنین بهتر آن است که برای آشنایی بیشتر بازدیدکنندگا از مسائل تخصصی فرش مانند مرمت، کارگاه مرمت در مسیر گالری ها و به گونه ای جزو محل نمایش باشد. برای مرمت و بازسازی فرش هایی که نیاز به تعمیر دارند فضایی (کارگاه مرمت) برای انجام این کار در نظر گرفته شده است که استادکاران مرمت در آنجا به تعمیر و مرمت فرشها مشغول می باشند. در کارگاه مرمت، آزمایشگاه کوچکی جهت تحقیقات شیمیایی و فیزیکی مجهز به حداقل وسائل معمولی، مورد نیاز خواهد بود.

 

2-آمفی تاتر (سالن چند منظوره) : یکی از فضاهای مهم و با ارزش در هر موزه ای سالن چند منظوره است که تاثیر بسزایی در رشد و بالندگی وجوه اجتماعی این بنا دارد. بازده اجتماعی موزه رابطه نزدیکی با جذابیت آن دارد بدین معنا که از نظر روانی بازدیدکنندگان را دعوت به گردش و لذت بردن از فضای خود بنماید همچنین بر دامنه اطلاعات با بهره گیری مطلوب از تمهیدات بصری بیفزاید این هدف با بنای سالن چند منظوره تامین می گردد که علاوه بر ارتباط نزدیک با فضای نمایشی خود نیز به گونه ای مستقل در ارتباط با خارج بنا طرح شود. نوع اجتماعاتی که در این سالن برگزار می شود عبارتند از: سمینار و کنگره و جلسات، تأتر و کنسرت و نمایشهای سینمایی. فضاهای این سالن عبارتند از: فضای اصلی تئاتر یا سالن اصلی، صحنه و قسمت نمایش، پشت صحنه، لابی و سرسرا.

 

3-کتابخانه : امروزه هیچ موسسه آموزشی و پژوهشی بی نیاز از کتابخانه نیست. موزه ها نیز بنا به وظایف خاصی که بر عهده دارند (تهیه اشیاء تازه، نمایش و تحقیق در مورد اشیاء موزه ای) نیازمند کتابخانه ای مجهزند که به نحوی متناسب با نوع، اهداف و جامعه مراجعه کننده ی آن تشکیل شده، با زمان پیش رفته و نیازهای تحقیقاتی کارشناسان و متخصصان موزه و پژوهشگران را برآورده سازد. کتابخانه ها امروزه غیر از کتاب دارای مواد دیگری نیز می باشند. این مواد عبارتند از فیلم، اسلاید، سی دی، عکس، روزنامه، مجله، کتاب، نسخ خطی و ... بدین ترتیب کتابخانه، در نظام اطلاع رسانی، وظایف متنوعی را بر عهده دارد. هدف عمده این کتابخانه رساندن اطلاعات با اتکا بیشتر به نشریات ادواری به استفاده کنندگان متخصص است. در هر موزه، هدف از ایجاد کتابخانه باید دقیقاً متناسب با فضا و اثاثیه در معرض نمایش و قابل استفاده باشد. کتابخانه ی موزه ی فرش فضایی است که پژوهشگران و حتی دانشجویان رشته فرش در آنجا می توانند از کتب و نشریات تخصصی فرش استفاده نمایند و در فضای آرام آن به مطالعه بپردازند. بنابراین پیش بینی فضایی مناسب جهت کتابخانه در موزه فرش ضروری است. این کتابخانه گنجایش حدود 8000 جلد کتاب و بیش از 1000 جلد مجله علمی، گزارش، بولتن و رساله را داشته و از مخزن کتب و مجلات با دسترسی باز و بسته، قسمت مطالعه، اتاق کار و انبار تشکیل شده است.

 

عرصه اداری

این عرصه شامل حوزه ریاست و قسمتهای اداری مختلف از قبیل معاونتهای گوناگون می باشد، که به انجام کارهای اداری و مالی و برنامه ریزی و سیاست گذاری کلی مجموعه می پردازد.

عرصه اداری شامل دو حوزه مختلف می باشد:

1- حوزه ریاست: از وظایف این حوزه می توان نظارت بر اجرای طرح های گوناگون بخشهای مختلف، هماهنگی بین معاونتها و مدیریتها، تصویب نهایی طرحها و پروژه ها، تهیه و تدوین خط مشی کلی در قالب اهداف مجموعه، نظارت بر عملکرد عرصه های دیگر را نام برد. که این حوزه خود شامل 3 قسمت ریاست، برنامه و بودجه و تشکیلات، و حراست می باشد.

2- حوزه معاونت اداری و مالی: از وظایف این حوزه؛ تهیه و تدوین خط مشی واحدهای تابعه در قالب اهداف مجموعه و ابلاغ مصوبات و مقررات جاری به واحدهای مربوطه، نظارت بر حسن اجرای امور اداری و مالی و خدماتی مجموعه با رعایت مقررات مربوطه، نظارت بر تهیه و تدارک احتیاجات مجموعه و امور تاسیساتی و تعمیراتی و بهداشت محیط و نظارت بر حسن اجرای قراردادها می باشد. این حوزه دارای 4 قسمت عمده؛ مدیریت مالی، مدیریت کارگزینی، مدیریت فنی و تعمیرات و نگهداری و مدیریت عمومی می باشد.

 

عرصه پژوهشی

این عرصه شامل فضاهایی می باشد که پژوهشگران علاقمند به موضوع فرش می توانند به طور نظری یا عملی تحقیقاتی را انجام دهند و از امکانات فراهم آمده در این بخش استفاده نمایند. نقش تحقیق و پژوهش در پیشرفتهای علمی و تکنولوژی به هیچ وجه قابل اغماض و چشم پوشی نمی باشد. صنعت فرش ایران نیز از نظر تحقیقات و پژوهش های علمی و هنری بسیار فقیر می باشد. در نتیجه لزوم وجود بخش پژوهشی فرش در کنار موزه به خوبی محسوس است. عرصه پژوهشی شامل دو حوزه عمده پژوهشی می شود:

1- حوزه پژوهشی علمی: در این حوزه پژوهشگران در کارگاه و آزمایشگاه به بررسی مسائل مربوط به ریسندگی و رنگرزی الیاف و فنون فرش بافی (بافت) می پردازند.

2- حوزه پژوهشی نظری: در این حوزه پژوهشگران به بررسی و پژوهش نظری درباره تاریخ فرش و نقوش فرش، فرش از نظر اقتصادی، به طور اعم و ریسندگی و بافندگی فرش به طور اخص و همچنین شیمی و رنگرزی می پردازند.

برای نیل به اهداف پژوهشی در موزه، عرصه پژوهشی دارای فضاهایی از قبیل: دفتر مطالعاتی، آزمایشگاه ها و کارگاه های تخصصی می باشد.

 

عرصه آموزشی

آموزش علمی فرش از ارکان مهم این موزه است که از طریق آن می توان این هنر را بازشناسی کرده و ترویج داده و در اختیار همگان قرار داد. این مهم از طریق بخش های آموزشی موزه انجام می شود که وظیفه این بخش عمدتاً دایر کردن کلاسها و کارگاه های آموزشی در زمینه ی تاریخ، نقوش، بافت، رنگرزی و مرمت فرش می باشد. این بخش با توجه به اهداف و وظایف آن از فضاهایی مانند کلاس و کارگاه و آزمایشگاه تشکیل شده است